مرتضى مطهرى
716
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تأثير محيط بر كنار نبوده و تدريجا تحولاتى در ساختمان يا خواص خود گرفته با محيط سازش مىنمايند چنان كه شواهد زيادى براى اثبات اين نظر از كتب طبيعى مىتوان به دست آورد . گذشته از اين ، به استقراء ، پديدههايى مىتوان پيدا كرد كه سودى براى آنها متصور نيست تا غايت خلقت آنها قرار بگيرد مانند رودهء اعور و برخى از غدههايى كه در بدن انسان درست مىشود و مانند پستان مرد و مانند پردهء ميان انگشتان برخى مرغان غير آبى و جز آنها . پاسخ اين شبهه اين است كه ما بىاينكه در اجزاى اين بيان خرده گيرى نماييم با تسليم همهء اين سخنان سه اصل مسلّم علمى زيرين را ياد آورى مىنماييم : ( 1 ) . جهان هستى به واسطهء ارتباط و تأثيرى كه همهء اجزائش در همهء اجزائش دارد يك واحد حقيقى را تشكيل مىدهد . ( 2 ) . فعاليتهاى توى هم پيچيدهء اين واحد روى يك نظام مرتبى است كه هيچ گونه استثنائى در وى نيست ( قانون علت و معلول ) . ( 3 ) . اين جهان با نظام مخصوص خويش پيوسته در تحول بوده و رو به تكامل مىرود . با در نظر گرفتن سه اصل نامبرده و با بيانى كه در مفهوم « غايت » كرديم آيا در مورد هر حادثهاى كه به نفع برخى از موجودات تمام مىشود نبايد گفت كه اين پديده در چينش سلسلهء علل هر دو طرف كه بالاخره به يك واحد برمىگردند منظور بوده و از همان جا صفت « ضرورت » به آن داده شده چنان كه قبلًا اشاره شد ( در اين بيان ، مراد منظور بودن تصورى و فكرى نيست بلكه مراد غايت كمالى و جبرى است ) و آيا جز اين راهى هست ؟ و آيا در موجوداتى كه هر يك از آنها با ساختمان مخصوص و ابزار ويژهء وجودى ، به سوى كمالات مناسب خودشان رهسپار مىشوند نبايد گفت كه آنها براى كسب اين كمالات با خصوصيات وجودى مناسب آنها تجهيز شدهاند ؟ و آيا در مورد پديدههايى كه به واسطهء تراكيب ناجور يا متناقض از ميان مىروند نبايد گفت كه آنها مقدمهء وجود و لازمهء پيدايش موجودات كاملتر ديگرى مىباشند و بنابراين غايت و فايدهء وجود اين پديدهها همان غايت و فايدهء وجود كاملترشان مىباشد زيرا تا اينها موجود نشده و از خميرهء وجود كاملتر جدا نشوند وجود كاملتر پيدا نمىشود ؟ مثل اينگونه پديدهها مثل خراطهاى است كه از دهانهء رندهء نجّار كنار ريخته و در نتيجه از چوب ناهموار يك درى درست به وجود مىآيد چه ، چوب ناهموار صلاحيت پيدا كردن شكل در را نخواهد داشت مگر با تباه شدن مقدارى از مادهء آن .